روایت یک دانشجو از فعالیتهای گلدکوئستی

کد خبر: 45713

یکی از بینندگان فردا نوشت: من دانشجوي دانشگاه آزاد هستم.مدتي بود که به دنبال کار بودم و چند جايي هم فرم پر کردم و.... براي کار دانشجويي تا اينکه 3 روز پيش (14/11/86) يکي از دوستانم از اينکه من دنباله کار هستم آگاه شد و گفت که او نيز مشغول به کار هست و مرا دعوت به مصاحبه در شرکتي که کار ميکرد , کرد! ديروز (16/11/86) به ميدان صنعت تهران رفتم و به همراه دوست خود به خيابان دريا رفتيم .... از همان ابتدا همه چيز مشکوک بود و خوب بالاخره فهميدم که اين شرکت از وابستگان به گلد کوئست ( کوئست اينترنشنال ) است.... از همان ابتدا من را بمباران اطلاعاتي کردند! جملاتي نظير : ( کار ما قانوني است ) ( دولت همکار ماست ) ( کار ما سود ده است ) ( کار با همگام با فناوري روز است ) ( هيچ قانوني نمي تواند جلوي مارا بگيرد ) ( در بين ما از معاونين وزير گرفته تا نيروهاي اطلاعات انتظامي قضات و ... هم حضور دارند ) ( حتي روحانيون و علما نيز در بعضي دفاتر ما هستند) ( ما توسط سازمان تجارت جهاني حمايت مي شويم ) ( شما زنگ بزن پليس بيايد دفتر ما ! اصلا با ما کاري ندارد ) 10ها بار با توسط افراد مختلف به من گفته شد ! به ادعاي خودشان اين شرکت توسط آقاي (( کاظم جهاني )) بزرگ اداره مي شود و اسم شرکت نيز همنام اوست. همچنين ادعا مي کردند از آرياشهر و آزادي تا شهرک غرب و سعادت آباد 100 ها دفتر ( آفيس ) اجاره اي دارند. من خودم به 4 دفتر رفتم که 2 تا در همان خيابان دريا بود! يکي روبروي بيمارستان مدرس در ساختمان پليکان ( در خيابان کاج ) و يکي ديگر را به خاطر ندارم. اين افراد ادعا ميکردند که 4 سال است که فعالند و بدون مشکل کار ميکنند و چون بانوان را از چرخه ي کارشان حذف کرده اند عملا دولت و قانون با آنها کاري ندارد. از سودهاي کلان ميگفتند ! از هفته اي 500 دلار تا 45000 هزار دلار !!!؟ از افراد خيري ميگفتند که به سقف در آمد رسيده اند ولي باز فقط به خاطر خيرخواهي در شبکه مانده اند و به ديگران کمک مي کنند! شخصي ادعا ميکرد آهن فروش است و وقتي سود کلان اين کار را ديده کارش را رها کرده و روي اين کار سرمايه گذاري کرده شخص ديگري بود که ادعا ميکرد 5 سال در ايرانخودرو کار ميکرده و تازه حقوقش به 1 ميليون تومان رسيده بود ولي ظرف 6 ماه در اين شرکت به 1/5 ميليون در ماه حقوقش رسيده شخص ديگري بود که ميگفت من تمام کارهاي زشت و ناپسندم ( مصداق هم ميگفت) کنار گذاشته ام چون اينکار انسان ساز !!! است :)) ديگري بود که از عشقش به دختري ميگفت و اينکه به خاطر نداشتن کار پدر و مادر دختر او را قبول نمي کردند و با 7-8 ماه کار در اين شبکه حالا کمک خرج همه فاميل شده است! کارشان به اين صورت است که تا فرد قانع نشده و هنوز بر موضع مخالف خود ( هر موضعي ) پافشاري بکند انقدر سخنراني ميکنند و از ضعف دولت و ناجا و ساير دستگاها و بيان يکسري مسائل غير مرتيط و حتي خيالي حرف ميزنند که فرد قانع شود. الحمد لله که من کمي اطلاعات در مورد مسائل سياسي و اقتصادي دارم و توانستم در بعضي موارد آنها را منفعل کنم ولي متاسفانه اکثريت حاضر که به روشي عجيب همه سر تکان ميدهند مرا متعجب کردند! البته فهميدم مثلا از هر جمع 10-15 نفري حداقل 6-7 نفر از اعضا هستند و چون لباس يا حالت خاصي ندارند خود را در بين جمعيت گم مي کنند تا شناخته نشوند. اصولا در هر خانه ( آفيس) 3 اتاق بود که يکي نوشته بود (( مديريت )) يکي (( training )) و يکي بي نام بود که مرا در آن بردند و به اصطلاح پرزنت کردند! تا جايي که من ديدم و خيلي مشکوک بود خانه ها تقريبا خالي بود و به غير از چند صندلي يک دستگاه کامپيوتر و چندين تخت پتو و بالشت چيز ديگري نبود! انگار آماده فرارند! نوع زنگ زدن در ورودي هم عجيب بود ! اول زنگ ميزدند ... بعد طرف که گوشي را بر ميداشت دوباره زنگ ميزدند و در اين لحظه پرسيده ميشد که کيست ؟ که فاميلي اعلام ميشد و ما داخل ميشديم.... اصولا براي هر رفت و آمدي هم چندين بار با همراه همديگر تماس ميگرفتند ! تقريبا اصلا با تلفن ثابت کسي کاري نداشت. کلا من را ياد فيلمهاي پليسي و جاسوسي مي انداخت ! اگر اينکارها قانوني است چرا اينهمه پليس بازي؟ چرا اينهمه به ما اصرار ميشد تا به طور کامل وارد کار نشده ایم به دوستان و خانواده خود چیزی نگوییم؟

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت