روایتی تلخ از وضعیت یک خانواده نیازمند

کد خبر: 45874

یکی از بینندگان «فردا» در مطلبی به بیان مشکلات یک خانواده نیازمند پرداخت و از هموطنان درخواست کمک نمود. در این مطلب آمده است: روز جمعه يكي از دوستانم به ديدنم آمد بعد از صحبتهاي مختلف در خصوص خانواده هاي نيازمند وچگونگي خدمت رساني دولت به آنان بحث مفصلي كرديم. در اين ميان اين دوست بزرگوار از خانواده اي حرف زد كه ديگر هيچ ميلي به پيگيري نقشها و وظيفه ها نداشتم وفقط با بهت كامل حرفهايش را گوش كردم. پدر خانواده به علت اعتياد خونه رو رها ميكنه وميره.مادر ميمونه با سه فرزند.يه پسر10 ساله.يه دختر12 ساله ويه پسر 15 ساله.دو ماه بعد از رفتن اين باباي بيغيرت مادر مستاصل از همه جا و به دنبال اجاره خونه قدري از وسايل هارو ميفروشه.اما اين راهش نبود .با كمك مردم اطرافشون(در اطراف اسلامشهر تهران)كه آنها هم اغلب مستمند و كارگرند.كمي بابت خوراك كمك ميكنند. مادر ديگه اجاره ماه چهام رو نداره به اطراف بيابانهاي شهرك واوان اسلامشهر ميروند ودر يك اتاق ورودي گاراژ با مشما و پتو در وپنجره درست ميكنند. پسر 15 سالش داره ميره تو يه كارگاه صندلي سازي كار ميكنه وبه خاطر جثه كوچيكش تنها روزي هزار تومان ميگيره. همين جا حرفش را قطع كردم و گفتم ميشه امشب بريم از نزديك وضعيتشون را ببينم؟ ساعت 5/10 شب حركت كرديم. اسلامشهر-انتهاي شهرك واوان-خارج از شهرك .جادهاي خاكي .از صداي پارس سگها جرات بيرون آمدن از ماشين رو نداشتيم دقيقآ مماس با يك ديوار گاراژ ماشين رو پارك كرديم. يك اتاق سيماني مخروبه كه به وسيله مشماهاي بزرگ دور تا دورش پيچيده شده بود. داخل رفتيم...يا الله ..حاج خانم..... دختر آمد در خونه . سلام اسمت چيه ..سحر (همون كه 12 سال داشت) پتويي كه نقش درب را ايفا ميكرد كنار زديم پسر كوچك زير يك پتوي سربازي خوابيده بود (همون كه 10سال داشت) پسر 15ساله تازه از خواب پريده بود...خوش اومديد مادر رنجورو فداكار كه غصه رنج وشرف و خستگي از چهره اش پيدا بود در مورد وضعيتش توضيح ميداد......... بغض گلويم را گرفته بود...يكي از همراهانمان تاقت نياورد ..بغضش تركيد و رفت بيرون ... خدايا اين مادر در نزديكي ما اينگونه افتاده است... فقط يك كلام گفتم :حاج خانم مارا حلال كنيد....... بيرون آمديم.. اولين نياز اين خانواده يك سر پناه در يك محيط امن مي باشد.. با كمك اهالي مسجد و يكي از مسوولين شهر تاكنون مبلغ دو مليون تومان جمع شده است اما تنها اجاره يك اتاق در داخل همان شهرك با كمترين امكانات 4مليون پيش وماهي 40 هزارتومان مي باشد... اين مطلب را براي اين نوشتم كه با لبيك از طرف دلهاي بيدار ومومنين واقعي كمكي صورت پذيرد دوستان خواننده بايد بگويم حجت را بر شما تمام كردم.. اين شما و..... التماس دعا حقير يكي از مخاطبين هميشگي شما هستم و هدفم كمك مي باشد. اگر صلاح ميدانيد متن فوق را در سايت درج نماييد تا با شما تماس بگيرند. فردا: با توجه به تحقیق انجام شده درباره این خانواده و صحت ماجرا، هموطنان گرامی می توانند از قسمت نظرات پیغام بگذارند.

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت